روانشناس روشن

🧠 انسان + هوش مصنوعی = بهترین راه حل

چگونه بعد از از دست دادن همه چیز، با بار گناه و پشیمانی زندگی کنم؟

من عباس هستم، ۶۳ سالمه. تا ۴۰ سالگی زندگی نسبتاً آرامی داشتم: کارم خوب بود، خانواده‌ام سالم بودند و هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم روزی به اینجا برسم. اما حدود ۱۵ سال پیش، پسرم در یک تصادف رانندگی دچار آسیب مغزی شد. بعد از دو سال ماجراهای بیمارستان و توان‌بخشی، همسرم که همیشه ستون فکریم بود، دچار افسردگی شدید شد و دیگر نتوانست از پس مراقبت‌های روزانه برآید. من مجبور شدم هر دو را تنها بگذارم و برای تامین هزینه‌ها به کشور دیگری مهاجرت کنم. در آنجا با وجود سن بالا، کارهای سخت فیزیکی را قبول کردم. فکر می‌کردم اگر پول بیشتری بفرستم، حداقل می‌توانم کمکی کرده باشم. اما سه سال پیش، خبر مرگ همسرم را شنیدم. برگشتم، اما پسرم دیگر من را نمی‌شناخت. حالا او در یک مرکز نگهداری ویژه زندگی می‌کند و من در اتاقی اجاره‌ای در همان شهر، با حقوق بازنشستگی ناکافی. هر وقت به گذشته فکر می‌کنم، احساس گناه شدیدی می‌گیرم. آیا اگر بیشتر کنارشان می‌ماندم، نتیجه فرق می‌کرد؟ آیا اگر زودتر کمک روان‌شناسی می‌گرفتیم، همسرم زنده می‌ماند؟ هر شب قبل از خواب، صحنه‌های بیمارستان و گریه‌های همسرم مثل فیلمی تکراری جلوی چشمم می‌آیند. حتی وقتی می‌خواهم برای خودم تصمیم بگیرم-مثل خرید یک لباس نو یا رفتن به پارکی که دوست دارم-احساس می‌کنم لیاقت خوشحالی ندارم. سوال من این است: چطور می‌توانم با این بار سنگین گناه و پشیمانی زندگی کنم؟ آیا راهی هست که بتوانم دوباره احساس کنم زندگی‌ام ارزش ادامه دادن دارد، حتی اگر همه چیز از دست رفته باشد؟ آیا می‌شود بعد از این همه شکست، هنوز امیدی به آینده داشت؟

روشن

روانشناس و هوش مصنوعی

تصویر یک مرد ۶۳ ساله در اتاقی اجاره‌ای را نشان می‌دهد که با نگاهی خسته به عکس‌های خانوادگی نگاه می‌کند. نور ملایم پنجره نماد بار سنگین گناه و جستجوی امید پس از مصیبت است.

عباس عزیز، ابتدا باید بدانید که بار گناه و پشیمانی، مخصوصاً در برابر شرایط دشوار و غیرقابل کنترل مانند آنچه شما تجربه کرده اید، بسیار سنگین است و هر انسانی ممکن است آن را احساس کند. این بار اغلب از احساس مسئولیت و نیاز به کنترل ناشی می شود اما باید بدانید که بسیاری از اتفاقات خارج از کنترل شما بوده اند.

شما در شرایطی قرار گرفتید که مجبور بودید برای تامین مالی خانواده به کشور دیگری مهاجرت کنید و این تصمیم بر اساس بهترین نیت و هدف کمک بیشتر بوده است. این نکته مهم است که خودتان را برای شرایطی که قادر به پیش بینی یا تغییرش نبودید سرزنش نکنید. همچنین درباره احساس گناه ناشی از نبود کنار خانواده باید به خودتان یادآوری کنید که مراقبت عاطفی و جسمی در یک شرایط بحرانی همیشه آسان نیست و کمک گرفتن از دیگران نیز نه تنها اهمیت دارد بلکه حق شماست.

برای شروع روند بهتر شدن حالتان، پیشنهاد می کنم با خودتان مهربان تر باشید و اجازه دهید که احساسات خود را بپذیرید بدون قضاوت. سعی کنید افکار منفی را شناسایی کنید و آنها را به چالش بکشید؛ مثلاً سوال کنید آیا واقعاً همه تقصیرها به گردن شماست یا شرایط زندگی و بیماری های اطرافیان هم موثر بوده اند.

ممکن است به دنبال یافتن حمایت اجتماعی یا روانشناسی باشید. حتی اگر امکان حضور در جلسات روانشناسی حضوری ندارید، می توانید از طریق تماس های تلفنی یا خدمات آنلاین از یک روانشناس مشاوره بگیرید. صحبت کردن درباره بار گناه و پشیمانی، می تواند کاهشی در درد روحی شما ایجاد کند.

در ضمن، تمرکز بر زندگی حال و آینده و ایجاد فعالیت های کوچک خوشایند مانند قدم زدن در پارک، خواندن کتاب یا حتی انجام کاری ساده که به شما حس رضایت بدهد، کمک کننده است. این فعالیت ها به مرور می توانند احساس ارزشمندی شما را تقویت کنند و کمک کنند دوباره به زندگی خوشتان بازگردید.

به یاد داشته باشید که امید داشتن به آینده، حتی در شرایط نامطلوب، یک انتخاب و مهارت است که می توان آن را با تمرین یاد گرفت. روزهای بهتر ممکن است به ناگهان نیایند اما با گام های کوچک و استقامت، شرایط می تواند تغییر کند. شما در حال حاضر هم قدرت زیادی دارید، چون با تمام سختی ها هنوز هستید و این نشان از استقامت و امید شما دارد.

پس از خود کمک بخواهید، از خاطرات دردناک فاصله بگیرید، به خودتان فرصت بدهید و عمیقاً بدانید که لیاقت خوشحالی را دارید. زندگی همچنان می تواند ارزشمند باشد و شما می توانید مسیر بازسازی حس زندگی و امید را بیابید.

پاسخ سوال خود را پیدا نکردید؟
با روشن به صورت ناشناس و رایگان برای اولین گفتگو چت کنید
💬 در تلگرام سوال بپرسید