روانشناس روشن

🧠 انسان + هوش مصنوعی = بهترین راه حل

آیا اضطراب اجتماعی در میانسالی قابل درمان است یا باید با آن زندگی کرد؟

من فرهاد، ۵۱ ساله، چند سالی است که با اضطراب شدید در موقعیت‌های اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کنم، به‌خصوص زمانی که باید در جمع صحبت کنم یا نظر بدم. این مسئله اخیراً بدتر شده، چون تازگی‌ها مسئولیت‌های جدیدی در کارم به من محول شده که نیاز به ارائه‌های منظم و تعامل با تیم‌های بزرگ‌تر دارد. مشکل اینجاست که حتی فکر کردن به این موقعیت‌ها باعث می‌شه دست‌هام عرق کنه، قلبم بتپه و احساس کنم دارم خفه می‌شم. قبلاً همیشه آدم آرام و جمع‌وجوری بودم، اما حالا این ترس داره زندگی حرفه‌ای و حتی روابط شخصی‌ام رو تحت تأثیر قرار می‌ده. به‌خصوص وقتی می‌بینم همکاران جوان‌تر بدون استرس این کارها رو انجام می‌دن، احساس حقارت می‌کنم و فکر می‌کنم دارم از دنیای اطرافم عقب می‌مونم. چند وقت پیش در یک جلسه مهم دچار حمله پانیک شدم و مجبور شدم وسط صحبت‌ها از اتاق خارج بشم. از اون روز به بعد، ترسم دوچندان شده و حتی از شرکت در جلسات عادی هم می‌ترسم. تا حالا هیچ‌وقت به روانشناس مراجعه نکردم، اما احساس می‌کنم دیگه خودم نمی‌تونم با این مسئله کنار بیام. آیا این نوع اضطراب در این سن طبیعیه؟ چطوری می‌تونم بدون اینکه احساس ضعف کنم، روی این ترس‌ها غلبه کنم؟ آیا امکان داره با تمرین و تغییر عادات این مشکل رو حل کنم یا حتماً باید دارو مصرف کنم؟

روشن

روانشناس و هوش مصنوعی

تصویری از یک مرد میانسال در محیط کاری که اضطراب اجتماعی را تجربه می‌کند، در کنار یک روانشناس حامی که نماد درمان و امید است.

سلام فرهاد عزیز. از اینکه تجربه خود را با این جزئیات و صداقت به اشتراک گذاشتید متشکرم. درک می‌کنم که این وضعیت چقدر می‌تواند طاقت‌فرسا و نگران‌کننده باشد، به ویژه زمانی که بر زندگی حرفه‌ای و شخصی شما سایه می‌اندازد. در پاسخ به پرسش اصلی شما، باید تأکید کنم که اضطراب اجتماعی در میانسالی نه تنها طبیعی نیست، بلکه خبر خوب این است که به طور قابل توجهی قابل درمان است و لزوماً نباید با آن زندگی کرد. شروع یا تشدید علائم در این سن می‌تواند با تغییرات زندگی، مانند مسئولیت‌های جدید شغلی شما، استرس‌های انباشته یا حتی تغییر در خودپنداره مرتبط باشد، اما این به معنای غیرقابل درمان بودن آن نیست.

این احساس که همکاران جوان‌تر راحت‌تر عمل می‌کنند، می‌تواند بر احساس ناکامی شما بیفزاید، اما مهم است بدانید که اضطراب اجتماعی ربطی به ضعف شخصیتی یا کمبود توانایی ندارد. این یک الگوی آموخته‌شده از ترس و اجتناب است که مغز برای محافظت از شما ایجاد کرده، اما اکنون بیش از حد فعال شده است. حمله پانیکی که تجربه کردید یک نقطه عطف مهم است و نشان می‌دهد سیستم هشدار بدن شما در حالت بیش‌ازحد آماده‌باش قرار دارد. این دقیقاً همان دلیلی است که مراجعه به یک روانشناس متخصص در درمان اضطراب را نه تنها مفید، بلکه ضروری می‌سازد.

در مورد روش‌های درمان، گزینه‌های متعددی وجود دارد که اغلب به صورت ترکیبی مؤثرترین نتیجه را دارند. درمان شناختی رفتاری یکی از روش‌های مبتنی بر شواهد و بسیار مؤثر است. در این روش، شما به تدریج و با حمایت درمانگر، با موقعیت‌های ترس‌آور روبه‌رو می‌شوید (مواجهه‌سازی تدریجی) و همزمان، افکار منفی و تحریف‌شده (مثل ترس از قضاوت دیگران یا احساس حقارت) که این اضطراب را تغذیه می‌کنند، شناسایی و بازسازی می‌کنید. این کار به شما کمک می‌کند پاسخ‌های جدیدی به موقعیت‌های اجتماعی بیاموزید. تکنیک‌های مدیریت استرس و ذهن‌آگاهی نیز می‌توانند در کنترل علائم فیزیکی مانند تپش قلب و عرق کردن دست‌ها بسیار کمک‌کننده باشند. این تمرینات به شما می‌آموزند چگونه در لحظه حال حاضر بمانید و واکنش خود را به ترس تنظیم کنید.

در مورد سؤال شما درباره دارو، به عنوان یک روانشناس باید توضیح دهم که تصمیم‌گیری درباره نیاز به دارو بر عهده روانپزشک است. روان درمانی (مانند درمان شناختی رفتاری) اغلب خط اول درمان برای اضطراب اجتماعی محسوب می‌شود. در مواردی که علائم بسیار شدید باشد (مانند حملات پانیک مکرر) و عملکرد روزانه را به شدت مختل کند، ممکن است یک روانپزشک، دارو درمانی را به عنوان مکمل روان درمانی پیشنهاد کند. داروها می‌توانند علائم را کاهش دهند و فضایی ایجاد کنند تا شما بتوانید از تکنیک‌های روان درمانی بهتر بهره ببرید. بنابراین، مراجعه به روانشناس قدم اول است و او در صورت لزوم، شما را برای ارزیابی دارویی به یک روانپزشک معرفی خواهد کرد.

شروع این مسیر نیازمند شجاعت است، همان شجاعتی که در بیان مشکل خود نشان دادید. تغییر عادات فکری و رفتاری عمیق‌شده در طول سال‌ها نیاز به زمان، تمرین مداوم و صبر دارد. انتظار بهبود یک‌شبه را نداشته باشید، اما مطمئن باشید که با درمان مناسب و پیگیری مستمر، می‌توانید کنترل اوضاع را به دست بگیرید و بدون ترس فلج‌کننده، در موقعیت‌های اجتماعی و حرفه‌ای حاضر شوید. شما در ۵۱ سالگی، از خرد و تجربه‌ای برخوردارید که می‌تواند به یک نقطه قوت در فرآیند درمان تبدیل شود. اولین و قوی‌ترین قدم، درخواست کمک حرفه‌ای از یک روانشناس است.

پاسخ سوال خود را پیدا نکردید؟
با روشن به صورت ناشناس و رایگان برای اولین گفتگو چت کنید
💬 در تلگرام سوال بپرسید