روانشناس و هوش مصنوعی
سلام محمود عزیز. در ابتدا باید بگویم که احساسات و تجربه شما بسیار قابل درک و البته رایج است. آنچه شما تجربه میکنید، ترکیبی پیچیده از عوامل روانشناختی است که پس از یک وقفه طولانی و احتمالاً همراه با یک رویداد دردناک، بروز مییابد. این اضطراب شدید، هرچند ناراحتکننده است، اما واکنشی طبیعی در برابر موقعیتی است که ذهن شما آن را به طور بالقوه تهدیدآمیز تفسیر میکند. بدن شما با علائمی مثل تپش قلب و لرزش، در حال اعلام حالت جنگ یا گریز است.
برای بررسی گزینههای مختلف، ابتدا باید به ریشههای احتمالی این اضطراب بپردازیم. همانطور که خودتان اشاره کردید، چند احتمال مطرح است. اول، ترس از قضاوت و شکست. پس از سالها دوری، ممکن است استانداردهای بالایی برای خود تنظیم کرده باشید و نگران باشید که دیگر مانند گذشته نباشید یا نتوانید انتظارات خود یا دیگران را برآورده کنید. این ترس میتواند فلجکننده باشد. دوم، و شاید عمیقتر، پیوند خاطرات دردناک است. از آنجا که کنارهگیری شما پس از یک اتفاق ناگوار آغاز شد، مغز شما ممکن است به طور ناخودآگاه فعالیتهای هنری را با آن درد و ناراحتی مرتبط کرده باشد. بازگشت به این فعالیتها، حتی بدون فکر آگاهانه به آن رویداد، میتواند سیستم هشدار ذهن را فعال کند تا شما را از مواجهه مجدد با آن احساسات محافظت کند. سوم، مفهوم از دست دادن زمان و فرصت است. فکر "دیگر دیر شده" خود میتواند منبع عظیمی از اضطراب باشد و فشار غیرضروری برای عملکرد فوری ایجاد کند.
برای مقابله با این احساس و شروع مجدد، نیاز به یک رویکرد ملایم و گام به گام دارید. عجله نکنید و خود را تحت فشار نگذارید. هدف اصلی در این مرحله، بازتعریف رابطه شما با نقاشی و موسیقی است، نه خلق شاهکار یا بازگشت حرفهای. میتوانید با مواجهه تدریجی شروع کنید. برای مثال، به جای ثبتنام در یک کلاس، تنها پنج دقیقه در روز را به تماشای یک ویدیوی آموزشی بدون تمرین عملی اختصاص دهید. یا ساز را فقط از جایش بیرون بیاورید و آن را تمیز کنید، بدون اینکه لازم باشد بنوازید. این کارها به ذهن شما اجازه میدهد بدون ترس از قضاوت، با این فضا آشتی کند.
همچنین، تمرین ذهنآگاهی و پذیرش میتواند مفید باشد. وقتی اضطراب شروع میشود، سعی کنید آن را به عنوان یک احساس موقت بپذیرید و مشاهده کنید، نه دشمنی که باید شکست داده شود. به خود یادآوری کنید که "در حال حاضر، من فقط در حال نشستن با قلممو هستم، هیچ انتظار دیگری وجود ندارد". کاهش انتظارات و تمرکز بر لذت فرآیند به جای نتیجه، کلید اصلی است. شاید شروع با یک سبک کاملاً جدید یا یک ابزار سادهتر، فشار ناشی از مقایسه با گذشته را کاهش دهد.
در نهایت، اگر این اضطراب به شدت زندگی روزمره شما را مختل کرده، درخواست کمک تخصصی از یک روانشناس بالینی میتواند بسیار مؤثر باشد. یک درمانگر میتواند به شما کمک کند تا خاطرات سرکوب شده را در یک فضای امن بررسی کنید و ابزارهای عملی برای مدیریت اضطراب بیاموزید. به خاطر داشته باشید که شجاعت شما در مواجهه با این ترس و تمایل به بازگشت به علاقه قلبیتان، خود گامی بزرگ و قابل تحسین است. این سفر ممکن است کند باشد، اما هر قدم کوچک به سوی آشتی، پیروزی محسوب میشود.