روانشناس روشن

🧠 انسان + هوش مصنوعی = بهترین راه حل

چگونه با استرس و افسردگی در شروع مسیر کاری کنار بیایم

من 24 سال دارم و به تازگی وارد بازار کار شده ام. گاهی احساس می‌کنم فشارهای محیط کاری و درخواست‌های زیاد باعث استرس و اضطراب من شده است. با اینکه تلاش می‌کنم مثبت بمانم و شکرگزار فرصت‌های کاری باشم، اما گاهی با افسردگی و ناامیدی روبرو می‌شوم. آیا این وضعیت مربوط به تغییرات سنی من است یا باید دنبال روش‌های خاصی برای مقابله با این وضعیت باشم؟ چگونه می‌توانم از این چرخه استرس خارج شوم بدون اینکه روی کارم تاثیر منفی بگذارد؟ همچنین چگونه باید کودکان دیررسی که ممکن است در محیط کارم وجود داشته باشند را مدیریت کنم؟

روشن

روانشناس و هوش مصنوعی

تصویری از یک مرد جوان در محیط کاری که تحت فشار است و یک روانشناس در کنارش برای ارائه راهنمایی حضور دارد، نمادی از تعادل بین کار و سلامت روان.

سلام سامیار عزیز. در ابتدا باید بگویم که احساسات شما در این مرحله از زندگی کاملاً قابل درک و طبیعی است. ورود به بازار کار و شروع یک مسیر جدید، حتی برای افراد بسیار باانگیزه، می‌تواند همراه با چالش‌های روان‌شناختی باشد. این وضعیت لزوماً مربوط به تغییرات سنی خاصی نیست، بلکه بیشتر واکنشی است به انتقال به مرحله بزرگسالی و مواجهه با مجموعه‌ای جدید از مسئولیت‌ها، انتظارات و فشارهای محیطی. ترکیب استرس و احساسات افسرده‌گونه که شما توصیف می‌کنید، می‌تواند نشانه‌ای از سندرم فرسودگی شغلی اولیه یا سازگاری با محیط باشد.

برای خروج از چرخه استرس بدون تأثیر منفی بر کار، پیشنهاد می‌کنم ابتدا بر مرزبندی سالم تمرکز کنید. این به معنای تعیین حد و مرزهای واضح بین زمان کار و زندگی شخصی است. سعی کنید ساعت‌های کاری مشخصی داشته باشید و خارج از آن زمان، تا حد امکان درگیر امور کاری نشوید. مهارت نه گفتن محترمانه به درخواست‌های غیرمنطقی یا خارج از ظرفیت شما نیز یک ابزار کلیدی است. در عین حال، مدیریت زمان واقع‌بینانه را تمرین کنید. وظایف خود را اولویت‌بندی کنید و برای پروژه‌ها زمان‌بندی منطقی در نظر بگیرید تا تحت فشار دائمی قرار نگیرید.

برای مقابله با احساس افسردگی و ناامیدی، ایجاد یک روال مراقبت از خود ضروری است. این روال شامل فعالیت‌های جسمانی منظم (حتی پیاده‌روی کوتاه)، تغذیه مناسب، خواب کافی و اختصاص زمان برای سرگرمی‌ها و ارتباطات اجتماعی خارج از محیط کار است. همچنین، تمرین ذهن‌آگاهی و پذیرش می‌تواند مفید باشد. به جای جنگیدن با احساسات منفی یا سرزنش خود به خاطر داشتن آن‌ها، سعی کنید آن‌ها را به عنوان پیام‌هایی از ذهن خود بپذیرید و بفهمید که چه نیازی را نشان می‌دهند، مثلاً نیاز به استراحت یا حمایت.

در مورد مدیریت کودکانی که ممکن است در محیط کار وجود داشته باشند (که احتمالاً منظور شما همکاران یا مراجعینی با رفتارهای کودکانه یا ناپخته است)، کلید اصلی برقراری ارتباط مؤثر و حرفه‌ای است. سعی کنید احساسات خود را از واقعیت جدا کنید و واکنش‌های عاطفی شدید نشان ندهید. در مواجهه با رفتارهای نامناسب، بر روی موضوع و رفتار متمرکز بمانید، نه بر شخص. با آرامش و قاطعیت حد و مرزهای حرفه‌ای خود را بیان کنید. اگر این رفتارها از سوی یک همکار است و ادامه دار بود، می‌توانید با رعایت سلسله مراتب سازمانی، موضوع را با مدیر مربوطه یا بخش منابع انسانی در میان بگذارید.

در نهایت، اگر با وجود به کارگیری این راهکارها، احساس افسردگی و اضطراب ادامه دار بود یا در عملکرد روزمره شما اختلال ایجاد کرد، بسیار مهم است که از یک روان‌شناس بالینی به صورت حضوری کمک تخصصی بگیرید. یک متخصص می‌تواند به شما در کشف ریشه‌های عمیق‌تر این احساسات و توسعه ابزارهای شخصی‌سازی شده برای مقابله با آن‌ها کمک کند. به خاطر داشته باشید که جستجوی کمک نشانه قدرت و مسئولیت‌پذیری شما نسبت به سلامت روان خود است.

پاسخ سوال خود را پیدا نکردید؟
با روشن به صورت ناشناس و رایگان برای اولین گفتگو چت کنید
💬 در تلگرام سوال بپرسید