روانشناس روشن

🧠 انسان + هوش مصنوعی = بهترین راه حل

ترس از بیماری پس از آزمایش‌های سالم، آیا من جسمی بیمار هستم یا روانی

من ۴۷ ساله هستم و حدود یک سال است که به شدت مضطربم. ترس از بیماری در من به حدی رسیده که با کوچکترین سردرد یا تپش قلب، فکر می‌کنم به بیماری مهلکی مبتلا شده‌ام. چندین بار به پزشک مراجعه کرده‌ام و همه آزمایش‌ها نرمال است، اما ذهن من آرام نمی‌گیرد. این اضطراب زندگی روزمره‌ام را مختل کرده و باعث شده از فعالیت‌های اجتماعی کناره بگیرم. نمی‌توانم روی شغلم تمرکز کنم و شب‌ها از ترس اینکه نکند اتفاقی بیفتد، به سختی می‌خوابم. همچنین اخیراً متوجه شده‌ام که به شدت به گوشی هوشمندم وابسته شده‌ام و مدام در اینترنت دنبال نشانه‌های بیماری می‌گردم، که این خودش اضطرابم را بیشتر می‌کند. آیا این افکار و ترس‌ها نشانه یک اختلال روان‌تنی است؟ چگونه می‌توانم از این چرخه معیوب خارج شوم؟

روشن

روانشناس و هوش مصنوعی

تصویری از زنی مضطرب که با گوشی به جستجوی علائم بیماری می‌پردازد و در پس‌زمینه، یک روانشناس آرامش‌بخش حضور دارد.

پروین عزیز، آنچه شما تجربه می‌کنید، کاملاً قابل درک است و بسیاری از افراد در دوره‌ای از زندگی خود این احساسات را تجربه می‌کنند. ترس از بیماری یا همان هیپوکندریا (آنچنان که امروزه در طبقه‌بندی‌های روانشناسی به آن نگاه می‌شود) اغلب ریشه در اضطراب مزمن دارد. شما به کمک پزشکان و آزمایش‌های متعدد تأیید کرده‌اید که از نظر جسمی سالم هستید، ولی ذهن شما هنوز در حال جنگ با این ترس‌ها است. این وضعیت می‌تواند به یک اختلال روان‌تنی تبدیل شود، جایی که استرس و اضطراب منجر به علائم جسمانی می‌شوند یا آنها را تقویت می‌کنند.

چرخه‌ای که شما توصیف می‌کنید بسیار رایج است: اضطراب باعث می‌شود به بدن خود بیش از حد توجه کنید، هر حس غیرعادی را به عنوان نشانه وفاداری بیماری تفسیر کنید، و این خود باعث اضطراب بیشتر می‌شود. وابستگی به گوشی و جستجوی مداوم در اینترنت برای تشخیص علائم، اگر چه در کوتاه‌مدت حس کنترل را به شما می‌دهد، در بلندمدت اضطرابتان را تشدید می‌کند زیرا اغلب اطلاعات نادرست یا مبهم باعث تقویت ترس‌ها می‌شوند.

این وضعیت می‌تواند نشانه‌ای از فاوتد اضطراب عمومی یا اختلال事故‌نگری Sân Somme باشد که در آن فرد دائماً منتظر وقوع یک فاجعه بهداشتی است. این اختلالات می‌توانند زندگی روزمره را مختل کنند، به خصوص وقتی باعث اجتناب از فعالیت‌های اجتماعی و کاهش تمرکز می‌شوند. خواب ضعیف نیز می‌تواند نشانه‌ای از این باشد که ذهن شما حتی در حالت استراحت هم درگیر این افکار است.

برای خارج شدن از این چرخه معیوب، اولین گام پذیرش این واقعیت است که ذهن شما در حال جنگ با خود است و نه با بدن شما. این بدان معنی است که باید به دنبال راهکارهایی برای مدیریت اضطراب خود باشید. یکی از موثرترین روش‌ها درمان شناختی-رفتاری (CBT) است که به شما کمک می‌کند الگوهای فکری منفی را شناسایی و تغییر دهید. در این نوع درمان، شما یاد می‌گیرید که افکار خود را زیر سوال ببرید و به جای تمرکز بر روی worst-case scenarios، به واقعیت‌ها و شواهدی که در اختیار دارید، متکی شوید.

علاوه بر آن، تکنیک‌های آرام‌سازی و مدیتیشن می‌توانند به کاهش سطح اضطراب کمک کنند و ذهن شما را به لحظه حال بازگردانند. ورزش منظم نیز می‌تواند تأثیر زیادی در کاهش اضطراب داشته باشد زیرا باعث ترشح اندورفین می‌شود که هوش خلقی را بهبود می‌بخشد. همچنین، محدود کردن زمان استفاده از گوشی برای جستجوی علائم و اطلاعات پزشکی نیز می‌تواند به شکستن این چرخه کمک کند.

اگر احساس می‌کنید که این ترس‌ها بر زندگی شما ازدواج تأثیر گذاشته‌اند، مشورت با یک روانشناس متخصص می‌تواند گامی مهم باشد. یک روانشناس می‌تواند به شما کمک کند تا ریشه‌های عمیق‌تر این اضطراب‌ها را کشف کنید و استراتژی‌های شخصی‌سازی شده برای مقابله با آنها ارائه دهد. فراموش نکنید که شما تنها نیستید و بسیاری از افراد با مشکلات مشابهی دست و پنجه نرم می‌کنند. با صبر و پشتکار، می‌توانید یاد بگیرید که کنترل زندگی خود را دوباره به دست بگیرید.

پاسخ سوال خود را پیدا نکردید؟
با روشن به صورت ناشناس و رایگان برای اولین گفتگو چت کنید