روانشناس و هوش مصنوعی
نازنین عزیز، سوال بسیار مهم و عمیقی را مطرح کردهاید. بله، این احتمال بسیار زیاد است که خشم و تحریکپذیری اخیر شما با سرکوب احساسات گذشته در ارتباط باشد. وقتی ما تجربیات آسیبزا یا دشواری را در گذشته تجربه میکنیم، ذهن برای محافظت از ما ممکن است آن احساسات دردناک را به پسزمینه آگاهي هل دهد. این مکانیزم دفاعی در کوتاهمدت به ما کمک میکند، اما در بلندمدت میتواند مانند یک دیگ بخار تحت فشار عمل کند. در موقعیتهایی مانند کارگاههای روانشناختی که صحبت از تروما میشود، این احساسات سرکوبشده ممکن است فعال شوند و به شکل خشم انفجاری یا تحریکپذیری شدید نسبت به محرکهای به ظاهر کوچک بروز کنند. این خشم در واقع یک واکنش دفاعی است، راهی برای دور نگه داشتن آن درد اولیه از آگاهی هوشیار. همچنین ممکن است این خشم به عنوان یک احساس جانشین عمل کند، یعنی به جای احساس آسیبپذیری، ترس یا غم که برایتان دشوارتر است، خشم را تجربه میکنید. از طرفی، حساسیتزدایی نسبت به محرکهای مرتبط با تروما میتواند باعث شود که مغز شما به نشانههای ظریف محیطی که یادآور گذشته هستند، واکنش بیش از حد نشان دهد. این پدیده که به آن بازآفرینی تروما میگویند، در محیطهای درمانی و کارگاهها شایع است. نکته مهم دیگر اینکه در سن 56 سالگی، ممکن است با مرور زندگی و افزایش آگاهی نسبت به گذشته، پردههای سرکوب نازکتر شوند و احساسات قدیمی به سطح بیایند. این یک فرصت برای پردازش و التیام است، نه یک شکست. پیشنهاد میکنم بدون قضاوت به این خشم نگاه کنید، آن را به عنوان پیامی از درون ببینید و در صورت تمایل با یک روانشناس بالینی برای کار روی تروما و تنظیم هیجانی همکاری کنید. این مسیر میتواند به کاهش تحریکپذیری و بهبود کیفیت زندگی شما کمک کند.